هر مذهب ابتدا از قلب آورندهی آن مذهب (پیغامبر) عبور میکند. مثلاً مسیحیت از قلب پیغمبر آن دین یعنی عیسی بن مریم عبور کرد. قلب او رقیق و رئوف بود و همین قلب پاک باعث شده بود دورش را حواریون بگیرند. حتی در مورد پیغمبر خدا محمد بن عبدالله نیز آیه آمده اگر تو "قسیالقلب" (لو کُنت فظاً غلیظالقلب... ) بودی از اطرافت پراکنده میشدند.
هر مذهب در مرحلهی بعدیاش از مدعیان آن که خود را جانشینان آن پیغمبر دین میدانند، عبور میکند. مثلاً کاهنان در یهودیت، کشیشان در مسیحیت. مُغانیان در زردتشتیت. روحانیان در اسلامیت. اینان هر کدام ممکن است مذهب را به رنگ فکر و فهم و حتی ذوق و خواست نفسانی خود درآورند.
هر مذهب سپس از اذهان انبوه عبور میکند. مثلاً حُفّاظ، رُوّات، قُرّاء، کُتّاب و.... درین معبر خطر نفوذ بر مذهب وجود دارد.
هر مذهب آنگاه از مفسرین انبوه عبور میکند. مثلاً مفسران عقلانی. مفسران روایی، مفسران عرفانی که درین معبـر هم مذهب در خظر نفوذ افکار بیرون از دین قرار دارد.
هر مذهب علاوه بر این از حاملین فراوان آن به سایر بلاد عبور میکند. مثلاً مذهب به مالزی رفت و حاملین آن تاجران و بازرگانان و عارفان بودند، نه فاتحان و شمشیرزنان و نظامیان. لذا مالزی مذهبش رنگ خاص گرفت و آن کشور روح مدارا دارد اما در فلان کشور از راه جنگ و کشتار، که اثرات آن همچنان ماند.
هر مذهب در جاهایی از استبداد و دعوا و جنگ عبور میکند. مثلاً در ایران ساسانیان توسط شمشیر اعراب برانداخته شدند. و مذهب در ایران تا اواسط قاجار مفصلاً تابع دولتها بود.
خلاصهی حرفم: حکیم دانای ایران فردوسی با نگاه آسیبشناسی گفته بود چنان دین و دولت به یگدیگرند که زیر یک چادرند. یعنی وقتی مذهب و سلطنت زیر یک چادر بروند، خصلتهای همدیگر را میگیرند و از هم تأثیر میپذیرند. روزگاری شاهعباس در ایران میشود رأس مذهب و روحانیت. در نظام ج . ا . ایران نیز شخصی به اسم «ولیفقیه» را گذاشتهاند صاحب مذهب و کل کشور (حتی محیط مسلمین) و در تلقی مهدویون او نائبالحکومهی "موعود" پنهان محسوب میشود. هرچند جریان "حجتیه" در شیعه بهطور قاطع قائلاند تا نیامدن "حجت غائب" هیج کسی حق حکومت ندارد و میگویند خود "حضرت حجت" میآید زمام امور را به دست میگیرد.
این هم از معبَرهای مذهب است که بالا چند معبر مذهب را برشمردم. مذهب نهاد میشود و نهاد هم هر چه خواست بر سر ملت میآورَد. فقط عقل است این وسط ناجی فرد است که مقلد نشود و تشخیص خود را به تقلید در کیش نارائهد و سه ضلع آفریدگار + عقلانیت + اخلاقیات را با فهم خود محکم بچسبد.
یادداشت روز :: دامنه : ابراهیم طالبی دارابی
برچسب:
نویسنده: یلدا خلیلی