خرید بک لینک

ظهور دین‌ها (چه از طریق رویداد وَحیانی و چه رویداد الهامی) در منظر اول شامل انحصارانگاری بود؛ یعنی آن دین فقط خود را "تنها حقیقت و راه نجات" معرفی می‌کرد. از طرفی، تقریباً تمامی دین‌ها در "محیطی نسبتاً ناپذیرا" جای خود را باز کردند. به قول جان هیک: "هر چه محیط خصمانه‌تر باشد، طبیعتاً ادعای انحصارانگاری نسبت به حقیقت و نجات، مؤکّدتر است."

به این دو عقیده‌ی جزمی توجه شود:

محیط ناپذیرا و ادعای دین‌ها

علمایی از کلیسا مدعی بوده‌اند: "در بیرون کلیسا، رستگاری نیست."
علمایی از شیعه‌ها مدعی بوده‌اند: "فقط شیعه -آن‌هم فقط فقط شیعه‌ی ۱۲ امامی- به بهشت می‌رود."

هم مسیحیان، هم مسلمانان، هم یهودیان، هم هندوهان، هم بودائیان و هم ...، نگرش انحصارانگارانه‌ی نیرومندی از خود نشان دادند. حال آن که این نگرش هیچ مبنایی عقلانی ندارد.

یهودها می‌گویند قومشان هویت انحصاری دارد و امت برگزیده‌ی خداوندند. هندوها به سند جاودانه‌ی خود یعنی "وداها" انحصار بخشیدند. بودایی‌ها همواره تعالیم گوتامای بودا را "دارما" نامیدند و آن را تنها طریقی می‌دانند که می‌تواند انسان‌ها را از توهُم و بدبختی نجات دهد. از مسیحیان و مسلمانان هم، عقاید جزمی وفوری وجود دارد که فرورفتن در آن، جز خرافه و جنگ و ستیهندگی چیزی به بشر نیفزود.

حرف فشرده: انحصارانگاری نگرش حتمی هر کسی است که خود را در سنت خاصی بار آورده است و بدون تکیه بر عقل، آن را پذیرا و پیرو شده است و حتی حاضر می‌شود برای آن تیر و شمشیر بزند. این تفکر انحصارانگاری به عنوان آفت بزرگ حیات، به مدد آگاهی و انتقاد، دچار تزلزل شده است و انسان از آن تقلید کور، به سوی تفکر گام گذاشت که دریافت‌ها به اندازه‌ی انسان‌ها می‌تواند متفاوت و متکثر بماند. مولوی خیلی زیبا گفت:

از نظرگاه‌هاست ای مغز وجود
اختلاف مؤمن و گَبر و یهود
مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۲۵۸

نکته: محیط نسبتاً ناپذیرا مستعدّ ظهور دین‌هاست. این یعنی هر گاه در محیطی از هر نظر مردم با بَدان و زورگویان روبرو شوند، دلشان نسیت به دین تازه و یا حرف نو و دعوت تازه، نرم می‌شود. در چنین وضعیتی، دین‌ها این محیط را دقیقاً حس می‌کردند، ظهور می‌کردند و فرد فرد را جذب می‌کردند. بگذرم.

برچسب: نویسنده: یلدا خلیلی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 15:05

صفحه بندی